بایگانی برچسب: s

کادوی تولد

  امروز تولد احسان فاتحی بود. موقع برنامه‌ریزی روزانه، بچه‌ها دور خاله نامیه جمع بودند که من رفتم پیش‌شون و طوری که بچه‌ها هم بشنوند گفتم خاله من امروز می‌خوام یه کاری کنم که کمک می‌خوام. خاله پرسید چه کاری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تب و محبت

تب و لرز داشتم و نرفتم رها. بچه‌ها زنگ زدند و یکی یکی خواستند با من حرف بزنند. شیوه‌ی خاص هر‌کدام برای ارتباط با معلم مریض‌شان برایم فوق‌العاده بود. شیوه‌ای هماهنگ با تمام حرکات و رفتارهای پیشین‌شان در ارتباط برقرار کردن. مسیح از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات | برچسب‌شده , , , , , , , , , | پاسخ دهید: