بایگانی برچسب: s

منظومه‌ی شمسی

همه چیز با یک ماموت شروع شد… یکی از پررخدادترین صحنه‌ها در رها صحنه‌ای ست که کودکی کنار مربی‌اش نشسته و دارد با اشتیاق از موضوعی تعریف می‌کند که ذهن‌اش را سخت مشغول کرده. امروز در یکی از این صحنه‌ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

ساختمان‌سازی در بهاران

امروز دوباره شهر پارچه‌ای پهن شد و ماشین‌ها روی آن چیده شدند. احسان (فاتحی) چند تا از ماشین‌های راه‌سازی را کنار هم گذاشته بود و برایشان با قطعات لگو پارکینگ درست کرده بود. احسان (کتابچی) و نیوشا هم بودند. خاله … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

نجاری

امروز خاله یاسمن با یه بغل چوب و تخته و … وارد شد. از کیفش هم چند تا ژورنال میز و کتاب‌خانه در آورد. قرار بود برای رها میز بسازیم. نمی‌دونم وقتی به تخته‌های چوبی دست می‌زنید و اون‌ها رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تب و محبت

تب و لرز داشتم و نرفتم رها. بچه‌ها زنگ زدند و یکی یکی خواستند با من حرف بزنند. شیوه‌ی خاص هر‌کدام برای ارتباط با معلم مریض‌شان برایم فوق‌العاده بود. شیوه‌ای هماهنگ با تمام حرکات و رفتارهای پیشین‌شان در ارتباط برقرار کردن. مسیح از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات | برچسب‌شده , , , , , , , , , | پاسخ دهید:

حشرات و دانش‌نامه

امروز احسان یک سری حشره‌ی پلاستیکی آورده بود که به‌خاطر ظاهر نزدیک به واقعی‌شان، خیلی مورد توجه بچه‌ها قرار گرفت. چند تا از آن‌ها (شاید به‌دلیل علاقه‌ی احسان به شخصیت «مرد عنکبوتی») عنکبوت‌هایی با ابعاد و رنگ‌های مختلف بودند. بزرگ‌ترین‌شان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات | برچسب‌شده , , , , , , , | پاسخ دهید: