بایگانی ماهیانه: بهمن ۱۳۸۹

ونگوک

کنش‌های نمادین و نمایشی حنانه زیاد است. امروز در اعتراض به هم‌گروهی شدن من با مهدیه، و بعد از این‌که مطمئن شد من از این وضعیت لذت می‌برم، عکس خودش را از روی تابلو برداشت، پاره کرد، لای پاکت‌نامه‌ای که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطرات | برچسب‌شده , , , , , | ۱ دیدگاه

مسیح

توی یادداشت‌هایی که هفته‌های اول از او می‌نوشتم، بی‌اعتمادیش نسبت به جهان ِ آدم‌بزرگ‌ها برایم خیلی برجسته بود. حس می‌کردم نمی‌خواهد نزدیک شود، یا نمی‌تواند آ‌ن‌قدر اطمینان کند که خودش را بسپارد. گاهی فکر می‌کردم صدایم را نمی‌شنود. جواب نمی‌داد. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطرات | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید: