همستر چوبی

کارگاه یکی از اون جاهایی است که معمولاً شلوغه. امروز هم مثل روزهای قبل عرفان تهرانی و نورا (مشتری‌های پر و پا قرص)، پارسا، معین‌مهدی، احسان، علی (برای اولین بار)، مسیح و احسان (برای اولین بار) اومدند.

نورا گفت من می‌خوام دودو رو بسازم! ایده‌ی هیجان‌انگیزی بود. یه موش با دم بلند! روی کاغذ کشید. اره مویی رو به‌شون معرفی کردم. شروع کردیم به صورت آزمایشی با اره مویی کار کردن. یک خط راست؛ یک دایره؛ نظرش جلب شد. دیگه سراغ نقاشی‌ش نرفت و یه جرقه‌ای رو که تو ذهنش زده شده بود دنبال می‌کرد.

+ عمو یه دایره دیگه.

+ عمو یه بیضی دیگه.

+ عمو یه دایره‌ی دیگه ولی بزرگ‌تر.

+ عمو دودو دمش بلنده؟

× نه خیلی. خُب می‌تونیم ببینیم.

بعد با آرامی و مهربانی سعی کردیم دودو (تنها همستر رها) رو بیدار کنیم. آروم از قفس درش آوردم. نورا به هیجان آمده بود. می‌ترسید اون رو تو دستش بگیره ولی از طرفی دلش می‌خواست تو دستش بگیره. در مورد غذای دودو صحبت شد. در مورد شرایط نگهداری، در مورد اینکه چرا دودو رو آوردیم توی کارگاه. نورا از گربه‌هایی تعریف کرد که تو خونه نگهداری‌شون می‌کنه. اینکه اون‌ها رو از کوچه جمع‌شون کرده. اینکه هنوز به‌شون دست نزده چون هنوز نرفته‌اند دام‌پزشکی.

در حین اینکه با همدیگه داشتیم دایره‌ها رو می‌بریدیم پرسیدم:

× می‌دونی به این شکل‌ها چی می‌گن؟

+ دایره.

× آره بالا و پایینش شبیه دایره‌س. ولی یه کم دراز شده.

+ آره.

× به این شکل می‌گن استوانه. مثل یه سطل. مثل اون تکه چوبی که دستِ عرفانه.

آخر وقت بود و نشد کارش رو تکمیل کنه. منتظرم ببینم کارش چی می‌شه در آخر.

واما بعد:

فکر کنم چیزهایی که به بهانه‌ی دودو جریان پیدا کرد می‌تونه شامل اینها بشه:

آشنایی با استوانه

آشنایی با اره مویی

آشنایی با جوندگان: (چمباتمه زدن، زیر خاک رفتن، فعالیت در شب، نوع غذا) و به خصوص همستر: (شکل دُم، شکل پنجه‌ها، شکل راه رفتن و …)

مسئولیت‌پذیری و احترام نسبت به جانوران، نحوه‌ی مراقبت، مدل دست گرفتن

این دفعه، نسبت به جریانات فوق آگاهانه اقدام کردم. البته می‌شد وقتی که استوانه رو معرفی کردم ازش بخوام مثال‌هایی رو بزنه. می‌شد ازش بپرسم که چرا اره مویی این شکلیه. می‌شد یه شعر بلد باشم و موقع کار کردن تو کارگاه یا در ارتباط با دودو شعرها و ترانه‌هایی رو بخونم. می‌شد مثل دودو راه بریم و سعی کنیم خودمون رو جای اون بذاریم، می‌شد برای بچه‌گربه‌های نورا پیشنهاد بدم یه خونه‌ای چیزی بسازیم. سازه‌ش تموم نشده و شاید بشه برای تکمیل کارش که میاد این جریانات رو پیش کشید.

این نوشته در گزارش‌های روزانه ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.