بایگانی ماهیانه: تیر ۱۳۹۰

نسبت سر و صدا با جمعیت

اردیبهشت بود که عمو علی (فومنی) می‌گفت کاش یه متروتون (ظاهراً یه دستگاهیه که شدت صدا رو ثبت می‌کنه) داشتیم و میزان سر و صدای بچه‌ها رو در این چند ماه (از مهر تا اردیبهشت) تحلیل می‌کردیم. احساس می‌شد با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای نسبت سر و صدا با جمعیت بسته هستند

جلسه یعنی چی؟

اولین باری که در یک جلسه‌ی رسمی شرکت کردید چند ساله بودید؟ اصلاً جلسه در ذهن بچه‌ها چه مقوله‌ای است. مثلاً ضحی این دختر سه و نیم ساله از حضور در جلسه چه درکی می‌تونه داشته باشه؟ نیوشا چه طور؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای جلسه یعنی چی؟ بسته هستند

محیط زیست

امروز برای شروع کار کارگاه رفتیم یه سری خرت و پرت (اره و چسب و میخ و …) خریدیم. برای خرید چوب هم چند جا رفتیم. اما هم گرون بود هم اینکه نمی‌تونستیم خودمون رو راضی کنیم برای کاری که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌ها برای محیط زیست بسته هستند

امروز یه نوستالوژی ساختیم

بچه‌ها که اومدند، رنگ‌ها و لوازم نقاشی رو آوردیم وسط. اولش یه ذره درباره‌ی کل کار و ملزوماتش صحبت کردیم. این که چه جوری کار رو برای نقاشی آماده کنیم و … . قاعده‌های کار رو بررسی کردیم. حاشیه‌ها رو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌ها برای امروز یه نوستالوژی ساختیم بسته هستند

نجاری

امروز خاله یاسمن با یه بغل چوب و تخته و … وارد شد. از کیفش هم چند تا ژورنال میز و کتاب‌خانه در آورد. قرار بود برای رها میز بسازیم. نمی‌دونم وقتی به تخته‌های چوبی دست می‌زنید و اون‌ها رو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای نجاری بسته هستند

اقتصاد و PSP

در هفته‌ی گذشته یک گفت‌وگوی خیلی جدی بین بچه‌ها جریان داشت. موضوع از این قرار بود که یکی از بچه‌ها می‌خواست یک PSP بخرد. می‌گفت: «خاله قیمتش ۲۰۸ هزار تومنه؛ یعنی چهار تا پنجاه هزار تومنی و چهار تا دو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌ها برای اقتصاد و PSP بسته هستند

خانه یادگیری رها

خانه برای اکثر ما واژه‌ای است توأم با آرامش، امنیت و روابط بی غل و غش. جایی است که آدم‌ها خود را برای مناسبات خاصی آماده نمی‌کنند. خودشان هستند. جایی است با یک دنیا اتفاقات تلخ و شیرین که بچه‌ها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

در انتظار دوستان جدید

برنامه‌ی این هفته‌ی رها با بچه‌های قدیمی پیش رفت. برای ورود اعضای جدید به یک آمادگی ذهنی نیاز داشتیم که ایجاد بشه. تو گفت‌وگوهایی که در مورد بچه‌های جدید می‌شد، بچه‌ها پیشنهادات جالبی داشتند. متین گفت: خاله من یه سری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شروع دوباره

بیست روز تعطیلی کافی بود کلی دلمون برای هم تنگ بشه. امروز رسماً فعالیت تابستونی رها با اعضای قدیمی شروع شد. بچه‌های جدید هم کم‌کم از هفته‌ی آینده اضافه خواهند شد. قراره فضاسازی محل جدید همراه بچه‌ها شکل بگیره و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

اسباب کشی

امروز به کمک بچه‌های رها اسباب کشی کردیم. حال و هوای کمک کردنشون با مزه بود. در حین کار قفسه‌ها رو که از نمازخونه بیرون بردند و توی حیاط کنار هم چیدند، جرقه‌ی یک فروشگاه زده شد. در ادامه‌ی اسباب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش‌های روزانه | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید: