چشمه زمزم

92/8/4

کارت‌ها را به رسم هدیه‌ی عید به بچه‌ها می‌دادیم، یکی از بچه‌ها با عجله به سمت من آمد و پرسید: خاله کارت من چیه؟ برام بخونش. موضوع کارت او و دوستش یکی بود. گفتم: چشمه‌ی زمزم. گفت: آخ جون! هر دومون چشمه‌ی زمزم هستیم. پرسید: خاله می‌شه هفته‌ی دیگه بریم بازدید چشمه‌ی زمزم؟ لبخندی زدم و گفتم: فکر کنم بشه ولی …

دخترک به سرعت از من دور شد و با صدای بلند به دوستش گفت: هفته‌ی دیگه می‌خوایم بریم چشمه‌ی زمزم  رو ببینیم.

به خودم گفتم: بهتر نبود اول توضیح می‌دادی چشمه‌ی زمزم کجاست و بعد از خودشون می‌پرسیدی که به نظرشون کی بریم و چه‌طور بریم؟ ولی…

 

 

 

این نوشته در نیمکت ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>