پارک چیتگر

92/8/4

موضوع مورد علاقه‌ی بچه های گروه میانی ساخت و ساز است. به پارک که رسیدیم  پیشنهاد زامبی بازی و یا ساخت خونه زامبی و گیاهان را دادند. فکر کنم در مورد کارتونی صحبت می کردند.  نمی دونستم چیه و چطوریه! یکی از بچه‌ها در مورد شهر گیاهان که زامبی‌ها می‌خواهند آنجا را بگیرند صحبت می‌کرد و با حمایت از این ایده، قرار شد شهر گیاهان را بسازند. همگی به اطراف رفتند و سنگ و کاج چوب‌های ریز و . . . آوردند و در یک جا جمع کردند. شروع کردند به چیدن سنگ‌ها برای درست کردن اطراف شهر، کودکی پیشنهاد داد که گل درست کنیم و سنگ‌ها را به هم بچسبانیم تا روی هم قرار بگیرند. با موافقت بقیه، رفتیم که چند تا بطری آب کنیم. نمی‌دانم بین پسرها چه بحثی گرفته بود که با برگشت ما کل پروژه هوا شده بود و داشتند در مورد آتش و منقل صحبت می‌کردند و دیواره‌ی شهر را تبدیل کرده بودند به جای آتش و حالا به دنبال کبریت ،برگ خشک و چوب ریز بودند. آتش خوبی برپا کردند. همه دنبال چوب‌های ریز درخت کاج ،بلال خورده شده،  برگ خشک و میوه درخت کاج بودیم تا  آتش‌مان خاموش نشود . بعد از نیم ساعت یکی از بچه‌ها بطری های آب را بدون هماهنگی با دیگران خالی کرد روی آتش. ناراحتی زیادی به‌وجود آمد. سعی کردیم مجدداً آتش را برپا کنیم اما تلاش‌هایمان به نتیجه‌ی دلخواه نرسید. رفتیم برای استراحت و خوردن میان وعده که با هم‌راهی گربه ها و کلاغ ها مزه‌ی متفاوتی داشت.

بچه‌ها کنار یک کارگر افغان به نام قنبرعلی حیدر، زمین را کندند و بیل زدند  و در جشن تولد دختر و پسر جوانی شرکت کردند و با آنها کیک تولد خوردند. از آن‌ها تشکر کردیم و با آرزوی خوبی و خوشی جدا شدیم.

 

این نوشته در رخدادها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>