من و BEN 10

دستم را زیر چانه‌ام گذاشته‌ام و دارم قسمت ِ نهم سریال ِ کارتونی ِ BEN 10  را تماشا می‌کنم (نه این‌که همه‌ی قسمت‌های قبلی را دیده باشم ها!) BEN 10 شخصیت ِ فوق‌العاده محبوب ِ مسیح و به تبع او، شخصیت ِ مورد علاقه‌ی بیشتر بچه‌های رها، و دغدغه‌ی ذهن من و احتمالاً باقی مربی‌ها و البته خانواده‌هاست. سی‌دی را هفته‌ی پیش، از دوستی که می‌دانست این شخصیت چقدر با روان من بازی می‌کند، هدیه گرفتم. وقتی گذاشتمش توی کامپیوتر حس می‌کردم باید مناسک خاصی را به‌جا بیاورم. مثل کسی‌ که می‌خواهد به مکان مقدسی پا بگذارد؛ داشتم به جهان ِ مقدس ِ مسیح وارد می‌شدم. انتظار داشتم با آدم ِ ویژه‌ای مواجه شوم، موسیقی ِ زیبایی بشنوم، تصاویر ِ حیرت‌انگیزی ببینم. خنده‌دار است، با چشمان ِ گرد شده مونیتور را نگاه می‌کردم؛ در انتظار ِ دیدن ِ رقیبی که قرار بود پشتم را به خاک بمالد.

دیدم‌اش. خودش را، Gwen را، هیولاهای روی ساعتش را، که اسم هرکدام را بارها روی ماسک‌ها و نقاشی‌های بچه‌ها نوشته بودم. همه را دیدم. هولم ریخت. به‌خاطر همین است که الان دستم را زیر چانه‌ام گذاشته‌ام و بی‌خیال تماشایش می‌کنم. از سر ِ دلداری ِ خودم نیست که این‌ را می‌گویم، ولی انصافاً موجودات ِ جذابی نیستند. ناگزیر از الان به بعد، پرسش ِ اساسی ذهنم این خواهد بود که واقعاً چه ‌چیزی در این شخصیت و این داستان هست که آنقدر آن‌ها را جذب کرده؟

این نوشته در خاطرات ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به من و BEN 10

  1. آزاده می‌گوید:

    سلام. من هم از این شخصیت که اینطور بچه ها رو مسخ کرده متنفرم. واقعا هیچ جذابیتی بجز قدرت الکی و دشمنای عجیب و غریب نداره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>