مراسم تولد پیامبر

۹۲/۱۱/۲  در هفته‌ای که گذشت کودکان، مامان باباها و مربی‌های رها به برگزاری جشن تولد پیامبر کمک کردند. یکی از روزها بچه‌ها همراه با یکی از مادران برای برگزاری جشن برنامه‌ریزی کردند و هرکدام از کودکان پی‌گیری یکی از برنامه‌ها را برعهده گرفتند. برنامه‌هایی مثل اجرای نمایش، بازی و سرگرمی، قصه‌خوانی، پختن کیک تولد، خواندن سرود، درست کردن بسته‌های آجیل مشکل‌گشا و…. یکی دیگر از روزها بچه‌ها همراه با یکی دیگر از مادران آجیل‌های مشکل‌گشا را بسته‌بندی کردند. روزی دیگر همراه با مادری دیگر کیک تولد پختند و شمع فوت کردند و با شور و هیجان زیاد کیک داغ و تازه را تقسیم کردند و هرکدام تکه‌ی کوچکی خوردند. هر روز دو گروه از کودکان نمایش هایشان را تمرین می‌کردند و برای لباس و گریم نمایش‌ها ایده می‌دادند.

بعضی از روزها بچه‌ها همراه با یک مربی، کتابی از داستان‌های زندگی پیامبر را می‌خواندند.  یکی از برنامه‌هایی که با پیش‌نهاد و پی‌گیری مادران برگزار شد، بازدید از مدرسه‌ای در رباط‌کریم بود. روز دوشنبه، کودکانی که مایل به رفتن به این مهمانی بودند ثبت نام کردند. صبح سه شنبه بچه‌ها سرود» با ما باش» را دوباره تمرین کردند تا بعدازظهر برای دوستانشان در مدرسه‌ی رباط‌کریم اجرا کنند. ساعت یازده‌و‌نیم، بچه‌ها سریع کار جمع‌وجوی رها را انجام دادند و همراه مادرها و مربیان  سوار ون و ماشین‌های سواری شدند تا به میهمانی بروند. طی صبح تا ظهر، مادرها ساندویچ‌هایی را آماده کرده بودند که قرار بود بچه‌های رها همراه با دوستان جدیدشان برای نهار بخورند. در مدرسه‌ی امام خمینی رباط‌کریم، کودکان رها به یک کلاس کوچک دعوت شدند که کودکانی هم سن و سالشان ۴-۳ نفری پشت نیمکت‌ها نشسته بودند و برای مهمانانشان هم جا باز کرده بودند. بچه‌ها اسم‌هایشان را به هم گفتند و برای هم سرود و شعر خواندند. بعد هم در کنار هم‌دیگر لقمه‌های خوشمزه‌ی کتلت را خوردند.  کودکان مدرسه‌ی رباط ‌کریم هم بچه‌های رها را به یک دسر خوشمزه مهمان کردند: نان خامه‌ای و آب میوه!

بالاخره شب جشن هم رسید. یکی از خاصیت‌هایی که سالن جشن داشت این بود که بچه‌ها این امکان را داشتند که هر چقدر که می‌خواهند بدوند و بچرخند و بپرند. با یادآوری مسوولیت‌ها، بچه‌هایی که مسوول آماده کردن میزی یا کار خاصی بودند، در کنار همان چرخش‌ها و گردش‌ها شروع به کار کردند. چیزی که جالب به نظر می‌رسید این خاصیت بچه‌ها بود که برای آن‌ها بازی از کاری که می‌کنند، جدا نیست. نگرانی یا به فکر بودن برای کاری که باید انجام دهند باعث نمی‌شود آن‌ها از کودکی خود جدا شوند: بازی کردن.

جشن آغاز شد و بچه‌ها هر کدام کاری که به عهده گرفته بودند را به آرامی و با حمایت‌های مربیان دنبال می‌کردند. شادی بودن در کنار دوستان و خانواده، هر دو با هم به بهانه‌ی جشن میلاد پیامبر، ذوق اجرای برنامه‌ها و کمی هم چاشنی دل‌نگرانی جذاب بودن برنامه‌ها برای خانواده‌ها، ثانیه ثانیه‌ی جشن را پر کرده بود.

 

 

این نوشته در رخدادها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>