شیرینی‌پزی – باغبونی

در ادامه‌ی برنامه‌های استقبال از نوروز، هفته‌ی گذشته بساط شیرینی‌پزی در رها به راه بود. روز سه‌شنبه کودکانی که داوطلب پختن شیرینی بودند در طبقه‌ی پایین جمع شدند. بچه‌ها به سه گروه تقسیم شدند و طبق دستور پخت نان نخودچی، هر گروه کاری را بر عهده گرفتند: یک گروه مواد لازم را با ترازو وزن کردند. گروه دوم آرد نخودچی را الک کرد و گروه سوم مخلوط کردن مواد با هم‌زن برقی را به عهده گرفت. در آخر هم همه‌‌ی بچه‌ها دست‌کش پوشیدند و خمیر را حسابی ورز دادند. خمیر این شیرینی نیاز به ۲۴ ساعت استراحت داشت. پس خمیر را به‌خوبی در کیسه پیچیدیم و در جای مناسبی گذاشتیم تا فردا.

روز چهارشنبه همه‌ی بچه‌ها در گروه‌های ۸-۷ نفره به نوبت پشت میز شیرینی‌پزی نشستند و خمیر را با دست‌های کوچک‌شان پهن کردند و قالب زدند و بعد در سینی فر چیدند.

بوی خوش شیرینی در رها پیچیده بود. در مرحله‌ی بعد، کودکان با کمک مربی‌ها جعبه‌های مقوایی رنگارنگ برای شیرینی‌هایشان درست کردند. شیرینی‌های کوچولو در جعبه‌های کوچولو چیده شدند و گره‌زدن روبان بر در جعبه، آخرین مرحله‌ی آماده شدن شیرینی‌ها بود. نوش جان!

شنبه اولین روز رسیدگى به باغچه و گلدان‌هاى رها بود. تعداد زیادى از بچه‌ها با هیجان به حیاط رفتند. خیلى وقت بود که حال باغچه‌مان را نپرسیده بودیم. بعضى از شاخه‌هاى تک درخت حیاط سبز رنگ شده بودند. براى کار بیلچه به تعداد کافى نداشتیم، بنابراین چند نفر براى تهیه‌ی بیلچه به باغ گل رفتند. خانم قاصدى که برای این کار کنارمان بودند، کارهایى را که باید مى‌کردیم برایمان توضیح دادند: کندن علف‌هاى هرز که البته باید مراقب بوته‌هاى توت‌فرنگى که چند تا جوانه هم زده بودند مى‌بودیم، از ریشه درآوردن چند گیاه سمج که برگ‌هاى نوک تیز داشتند و بیل زدن باغچه. بچه‌ها براى درآوردن گیاهان نوک‌تیز کلى تلاش کردند؛ دورش را با بیلچه کندند، نشد. برگ‌هایش را محکم گرفتند و کشیدند، باز هم نشد. یاد قصه‌ی ترب غول‌آسا افتادیم و با هم قصه را تعریف کردیم و کلى لذت بردیم. بعضى از بچه‌ها حسابى در گیر بودند و وقتى به کرم‌هاى خاکى رسیدیم، که کلى سر و صدا و هیجان از پیدا کردن کرم‌ها و کشف این که کرم‌هاى نصفه هم مى‌توانند به زندگى ادامه دهند در فضا پراکنده بود. بچه‌ها مى‌گفتند پس هوا گرم‌تر شده که کرم‌ها آمده‌اند بالاتر. راستى نحوه تکثیر و یا به قول بچه‌ها بچه‌دار شدن توت فرنگی‌ها رو هم دیدیم. بیلچه‌ها هم از راه رسید و بچه‌ها مشغول بیل زدن باغچه شدند.

این نوشته در رخدادها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>