سفر میان‌کاله

روزهای پایانی هفته‌ی گذشته را در سفر، با هم بودیم. پرواز دسته‌جمعی پلیکان‌های بزرگ و فلامینگوهای دراز را دیدیم. در زیستگاه پرنده‌های مهاجری که ۳۰۰۰ کیلومتر از سیبری تا میان‌کاله پرواز کرده بودند، قدم زدیم و گِل‌های نرم تالاب را در زیر چکمه‌های پلاستیکی‌مان احساس کردیم. خوشمزه‌ترین پرتقال‌های توسرخ دنیا را با دست‌هایمان چیدیم و چشیدیم؛ گرچه گاهی سختی تیغ درختان پرتقال، انگشت‌هایمان را نوازش کرد. بوی نارنج بود و لیمو، بوی نان بود و بوی دود و آتش.

حباب ساختیم و بازی کردیم و شعر خواندیم. بزرگ‌ترها از کودکی‌شان گفتند، از انگیزه‌های سفرشان و البته از غذای مورد علاقه‌شان! و آن‌چه از عشق لبریزمان کرد، محبت پدربزرگ و مادربزرگ مانی و حاج ننه بود که همراه با گرمای دل‌چسب خانه‌شان، خانه‌ی دل‌مان را گرم کرد.

این نوشته در رخدادها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>