راز یک تولد

با کودکان مطرح شد که امروز می‌خواهیم برای خاله شهره تولد بگیریم و این یک راز است. برای این کار به جای سؤال »کی تولد خاله شهره است؟« اسم رمز »کی ساعت ۱۱ می‌شه؟« گذاشته شد. در هر گوشه از طبقه‌ی پایین بچه‌ها مشغول کاری بودند. تعدادی با پودر کیک مشغول بودند (پودر کیکی که قبل از درست کردن، دو تا از کودکان پشت خود قایم می‌کردند و جلوی خاله شهره می‌گفتند: خاله شهره نبین که پشت ما چیه!) در گوشه‌ای تعدادی مشغول تزیین و درست کردن حلقه‌های رنگین با کاغذ رنگی بودند. احساسات بچه‌ها روی کارت‌ها برای تولد خاله شهره نوشته شد (خاله شهره تولدت مبارک، خاله دوست دارم و …).

همه چیز آماده شد. چهار تا از دختران با هم به طبقه‌ی بالا رفتند و خاله شهره را با چشمان بسته به پایین آوردند و با جیغ و دست و هورا چشمان خاله شهره باز شد. بچه‌ها دور میز جمع شده بودند تا کیک تولد را نوش جان کنند. جای همه دوستان خالی!

این نوشته در رخدادها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>