خیالش راحت باشه!

محمد حسن: رادین، واسه خرید هواپیما به زحمت افتادید؟
رادین: نه!
محمدحسن: مامانم دعوام کرد که چرا گفتم.
رادین: اما من دوست داشتم که برات بخرم. زیاد هم به زحمت نیفتادیم. فقط چند تا مغازه رفتیم.
بعد از یک دقیقه سکوت.
رادین: « به مامانت بگو من دوست داشتم برات بخرم که خیالش راحت بشه.»

این نوشته در نیمکت ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>