جلسه یعنی چی؟

اولین باری که در یک جلسه‌ی رسمی شرکت کردید چند ساله بودید؟ اصلاً جلسه در ذهن بچه‌ها چه مقوله‌ای است. مثلاً ضحی این دختر سه و نیم ساله از حضور در جلسه چه درکی می‌تونه داشته باشه؟ نیوشا چه طور؟ آیا ما شرکت در جلسات رو یاد می‌گیریم؟ آیا قواعدش رو کشف می‌کنیم؟ اصلاً جلسه یعنی چی؟

داستان از اون جا شروع شد که با اومدن لوازم نجاری تو رها بچه‌ها انرژی‌شون رو به هر روش خلاقانه! خالی می‌کردند. از کوبیدن میخ روی دیوار و کتاب‌خانه‌ی چوبی بگیرید تا زدن اسپری رنگ روی دیوار و … . به نظر می‌رسید بچه‌ها در خلال آزمایشات‌شون آسیب‌های جبران‌ناپذیری رو به محیط وارد می‌کنند. یکی از اون‌ها با چکش رو یه قطعه‌ی شیشه‌ای زد و خُب شیشه‌ی بیچاره تاب نیاورد و شکست. این اتفاق اعتراض برخی از بچه‌ها رو به دنبال داشت. آسیب مثل سوراخ شدن دیوار گنگ نبود. آن قطعه از بین رفته بود. مسأله آنقدر شفاف بود که همه روی آن اتفاق نظر داشتند و همین شد بهانه‌ی تشکیل جلسه. اعلام شد که راجع به کارگاه و استفاده از وسایل یه جلسه می‌خواهیم داشته باشیم؛ هر کی مایله بیاد تو کارگاه.

هفت هشت تایی از بچه‌ها آمدند توی کارگاه. راستش، آنقدر به هم ریخته بود که هیچ کاری نمی‌شد کرد. شروع کردیم به مرتب کردن چوب‌ها و کاغذها. خاک ارّه‌های کف رو جارو کردیم و خلاصه کارگاه کاملاً مرتب شد اون هم تو پنج دقیقه! همین کار شروع خوبی بود برای جلسه. گرد هم رو زمین تمیز نشستیم و موضوع رو مطرح کردیم. در خلال بحث به وضوح دیده می‌شد قدیمی‌های رها خیلی راحت‌تر تو بحث شرکت می‌کردند و داخل موضوع بحث می‌کردند. یه جور تجربه تو اون‌ها دیده می‌شد. نوبت صحبت و صبر کردن هم ماجرای بامزه‌ای داشت. یه چسب (هر چیز دیگه‌ای هم می‌شه) رو گذاشتیم وسط و گفتیم هر کی می‌خواد حرف بزنه، به نوبت این چسب رو برداره و حرف بزنه. تا وقتی که چسب دست کسی باشه اون می‌تونه حرف بزنه و بقیه گوش می‌کنند. هر کس سعی کنه حرفش رو خلاصه کنه که چسب به همه برسه.

بحث آسیب‌ها مطرح شد و بچه‌ها به نوبت در مورد اون حرف زدند. نتیجه‌ی جلسه یک قانون بود در مورد نحوه‌ی استفاده از وسایل کارگاه. اون قانون رو روی کاغذ نوشتیم و رو دیوار کارگاه نصب کردیم.

از نکات جالب جلسه رفتار ضحی بود. دستش رو بالا کرده بود بعد از مدتی که نوبت به‌ش رسید، چسب رو گرفت، بلند شد و گفت: من با خاله نامیه صحبت کردم، گفت بیا رها حالا من هم اومدم رها و بعدش هم از جلسه رفت بیرون! حالا این که موضوع جلسه براش چه مفهومی داشت؟ حضورش چی بود و این که نیاز به این اعلام براش چقدر جدی بوده؟ … جای تأمل زیاد داره.

این نوشته در گزارش‌های روزانه ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.