امروز یه نوستالوژی ساختیم

بچه‌ها که اومدند، رنگ‌ها و لوازم نقاشی رو آوردیم وسط. اولش یه ذره درباره‌ی کل کار و ملزوماتش صحبت کردیم. این که چه جوری کار رو برای نقاشی آماده کنیم و … . قاعده‌های کار رو بررسی کردیم. حاشیه‌ها رو چسب زدیم. دیوارها رو تقسیم کردیم. غلتک‌ها رو آماده کردیم. رنگ رو با آب رقیق کردیم و هم‌زمان پنج تا غلتک شروع کردند به رنگی کردن دیوارها. حنانه به نظر می‌رسه اون جا که قواعد کار کاملاً تشریح می‌شه خوب اون‌ها رو رعایت می‌کنه. احسان (احمدی) تجربه‌ش رو به رخ می‌کشید. امیر مهدی و احسان (فاتحی) تیم هماهنگی تشکیل داده بودند. اتاق داشت زنده می‌شد و نوید روزهایی رو می‌داد که یه عالمه ایده و انرژی توش جریان پیدا کنه.

هنوز تو حرف‌های بچه‌ها شنیده می‌شه که رهای قبلی خیلی بهتر بود و اینا. با مربی‌ها که حرف‌هاشون رو بررسی می‌کردیم به یه جور نوستالوژی رسیدیم. جای جدید بزرگ‌تره، تمیزتره، قشنگ‌تره و … ولی رهای قبلی یه چیز دیگه‌س. بچه‌هایی که از یاس اومدن هم همین حس رو نسبت به یاس دارند. ساختن کارگاه و فعالیت‌های این چنینی احتمالاً احساسات مشابهی رو در مورد جای جدید براشون می‌سازه که بعدها تحت تأثیر قرارشون می‌ده.

این نوشته در گزارش‌های روزانه ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.