امام‌زادگان عینعلی و زینعلی

روز یک‌شنبه برای گشت‌وگذار درهوای نیمه‌ابری وتماشای برگ‌های رنگارنگ پاییزی، به امام‌زاده‌ی نزدیک رها رفتیم. مثل همه‌ی امام‌زاده‌ها، موقع ورود باید چادر سرمان می‌کردیم. دخترها هم که چادرهای ما را دیدند دل‌شان خواست. هرکدام‌شان یکی گرفتند و درحالی که چادر از دست و پای‌شان آویزان بود، درحیاط دنج امام‌زاده و میان قبرهایی که از نظر آن‌ها بیشتر شبیه به قبرستان‌اش کرده بود، شروع به قدم‌زدن کردند. گروهی جذب محوطه‌ی امام‌زاده شدند که پر بود از درختان چنار کهن‌سال و سنگ قبرهایی که کنج‌کاوشان کرده بود تا سن فرد متوفی را جویا شوند. گروهی هم خواستند وارد فضای داخلی حرم شوند و نماز و دعا بخوانند.

این نوشته در رخدادها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>