اقتصاد و PSP

در هفته‌ی گذشته یک گفت‌وگوی خیلی جدی بین بچه‌ها جریان داشت. موضوع از این قرار بود که یکی از بچه‌ها می‌خواست یک PSP بخرد. می‌گفت: «خاله قیمتش ۲۰۸ هزار تومنه؛ یعنی چهار تا پنجاه هزار تومنی و چهار تا دو هزار تومنی. من چار تا دو هزار تومنی‌ش رو دارم. تو همون روزها آقایی هم اومده بود و رها رو نظافت می‌کرد. بچه‌ها پیش‌نهاد دادند که به جای این آقاهه اون‌ها رها رو نظافت کنند و حق‌الزحمه‌ی مربوطه بره تو جیب‌شون!

دیروز بچه‌ها داشتند حیاط رو نظافت می‌کردند که عمو حسن (آقای احمدی) اومد تو بالکن (رها در یک خانه‌ی دو طبقه قرار داره) و گفت: «بچه‌ها من می‌خواستم یه نفر رو بیارم حیاط رو تمیز کنه. اگه شما بتونین این کار رو تر و تمیز انجام بدین پولی رو که می‌خواستم به اون بدم، می‌دم به شما.» دو سه ساعتی طول کشید تا حیاط بشه مثل دسته گل. انصافاً خیلی تمیز شده بود. هر کدوم از بچه‌ها در آخر روز هزار تومن دستمزد گرفتند. بماند که بعضی‌ها هزار تومنی می‌خواستند، برخی دیگر دو تا پانصد تومنی و … .

امروز عمو حسن می‌گفت: «اومد پیشم و گفت: عمو! می‌خوام بگم نمی‌شه بابت نظافت حیاط پول بیشتری بدید؟ هزار تومن کمه. گفتم: بابت این کار هفت‌ هزار تومن دادیم که بین شما تقسیم شد. پرسید: یعنی اگه تنهایی این کار رو می‌کردم همه رو می‌دادید به من؟ گفتم: بله. گفت: چیز دیگه این که می‌شه حیاط مردم رو برم تمیز کنم و پول بگیرم؟ که گفت‌وگو رفت به این سمت که راه‌های مختلف کسب درآمد رو با هم بررسی کنیم و مقایسه‌ای بین اون‌ها انجام بدیم. در مورد کارهای خدماتی و خرید و فروش حرف بزنیم. از خاطرات کودکی‌هامون در ارتباط با فروش نون کرمانشاهی و قطاب و … تعریف کردم و یه ذره بحث در مورد مکانیزم‌های مختلف درآمدزایی و … رد و بدل شد. منتظرم ببینم پول این PSP رو چه جوری در می‌آره.»

این نوشته در گزارش‌های روزانه ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.